تاریخ : جمعه 21 آذر 1391
بازدید : 2476
نویسنده : سیدرحمان
|
روزی طبیبی هندی در مجلس منصور کتاب طب میخواند، در حالی که امام صادق(ع) در آنجا حضور داشت. چون از قرائت مسائل طب فراغت یافت، به امام ششم(ع) گفت: دوست داری از دانش خود به تو بیاموزم؟ حضرت فرمود: «نه، زیرا آنچه من میدانم از دانش تو بهتر است.» طبیب پرسید: تو از طب چه میدانی؟ حضرت فرمود: «من حرارت را با سردی و سردی را با گرمی، رطوبت را با خشکی و خشکی را با رطوبت درمان میکنم و مسئلة تندرستی را به خدا وا میگذارم و برای تندرستی دستور پیامبر(ص) را به کار میبرم که فرمود: «شکم، خانة درد است و پرهیز، درمان هر دردی است و تن را به آنچه خوی گرفته، باید عادت داد.»
طبیب گفت: طبّ جز این چیزی نیست. امام گفت: «میپنداری که من این دستورها را از کتابهای بهداشتی یاد گرفتهام؟ طبیب گفت: آری، امام فرمود: من اینها را از خدا فرا گرفتهام. تو بگو من از جهت بهداشت داناترم یا تو؟ طبیب گفت: البتّه من. امام(ع) فرمود: اگر این چنین است من از تو پرسشهایی میپرسم، تو پاسخ بده. طبیب گفت: بپرس.
:: موضوعات مرتبط:
اَ ,
ب ,
پ ,
ج ,
چ ,
د ,
س ,
ص ,
م ,
ن ,
,
:: برچسبها:
امام ,
صادق ,
طب ,
مو ,
جمجمه ,
سنتی ,
پیشانی ,
ابرو ,
چشم ,
بینی ,
لب ,
سبیل ,
ریش ,
دست ,
ناخن ,
قلب ,
شش ,
کبد ,
زانو ,
|